رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

گوشه ایی از صحبتهای دکتر شهرام اسلامی

  اولين صحبتي كه دكتر با اون شروع كرد هوش بچه هاي امروز بود كه همه اونها باهوش هستند پس روند رسيدن به خواسته هاشونو خوب بلدن اطلاعاتشون هم بالاست كه والدين نبايد از اونها عقب بيفتن اگر هم عقبتر هستند نبايد در جمع  اونو اعلام كنن.. تنبيه در اتاق تنهايي ديگر كار ساز نيست چون در آن اتاق نقشه در آوردن لج والدين را خواهد كشيد اگر كودك  اشتباه كرد پدر ومادر هر دو اخم ميكنند واتاق را ترك ميكنند يعني توجه به كودك به اندازه عدد سنش به دقيقه ترك محلي كه كودك در آن حضور دارد .قهر نميكنيم حرف ميزنيم اما به كودك نگاه نميكنيم كنترل بر خشم حياتي است در تنبيه به روش صحيح كودك نبايد از مهر ومحبت والدين دور بماند با تمام عشق بايستي به تنبه...
5 تير 1393

زندگی قشنگه با رادوین

   ساعت 7 صبح رادوین شروع به پیانو زدن کرده   .(مزیسین من ) عاشقتم.  عاشق حرف زدمش هستم . از صبح که بلند میشه شروع میکنه به بلبل زبونی تا وقت خوابش .  گاهی اوقات هم چشمش میافته به سویچ  میگه مامان  خویچ(سویچ)   همون موقع باید ببرمش تو حیاط  تا در ماشین رو باز کنه  و بره  پشت فرومن قام قام کنه . . داشتم  جلوی در رو تمیز میکردم  بعد رادوین اومده میگه ماما  CLOSE THE DOOR      اون لحظه   بغلش کردم و دوتا  با هم چرخیدیم و پرتش کردم بالا و   کلی kiss kiss kiss   به قول رادوین برای هم پرتاپ کردیم .    یادمون ...
4 تير 1393

عشق های زندگی من

در گوش  پسرم  زمزمه میکنم معنی دوست داشتن را . هر شب بالُنی از ستاره ؛ برای آغوشش ذخیره  دارم . تا شبش پر شود از عاطفه . بسترت پر از ستاره  نازنینم.   . شاه پسرم ٬ یگانه ام ٬ دردانه ام ٬ زندگی پر از بال و پرم  ٬ نوشتن نام ۱۰۰  ها گل برای چشمهایت کم است .   . بابا احسان تو فرشته ای ... یه فرشته ی مهربون . یه فرشته با دستهایی پر از محبت ...پر از امنیت ...پر از احساس . بابایی همیشه برای پسرمون یه نشونه ای . نشونه ای از خوبی ٬ استقامت ٬ مردانگی و عاطفه . ...
31 خرداد 1393

خوشبختی همین جاست

شازده ی قهرمان قصه های من رادوین  کودکی کن و شاد باش . و بیاموز انسان بودن را . در تکاپوی شناختن خود  و دنیای اطرافت هستی . و چه زیباست  دیدن تو در هنگام بازی با یک ماشین  اسباب بازی و شگفتی تو از چرخیدن چرخها و یا در کالسکه چشمهایت به دنبال چرخ ماشینها و دوچرخها میدود !  و متعجب از این همه چرخ کجاست که چرخیدن جرخ دنیا رو ببینی پسرم!!  !! و شیطنت تو در ماشین  ٬ پسرم ٬ نفسم عاشق چرخیدن  فرمون ماشین هستی ...و مرتب در کنار من به دست من میخندی ! اطلسی نازم ٬ دو هفته  از تولدت  داره میگذره  پایان چهار فصل در آغو...
27 خرداد 1393

تولد 2 سالگی رادوین و 25 سالگی مامان رادوین

 سلاااااااااااااااااااااام دوستای عزیزم و رادوین گلم .  تولد  من و رادوین هم به خوبی برگزار شد . با همه سختی و  و دست تنهایی  خیلی خوش گذشت . البته فهیمه و جون و مامانم ونگین و گلنوش اون روز تولد خیلی بهم کمک کردن .  ملینا جون و متین  و مهسا هم  در پخت و پز  کمک حالم بودن  دستشون درد نکنه .  فقط  جابجایی وسایل  پذیرایی برام خیلی مشکل بود چون احسان جون  نبود و من خودم تنهایی وسایلهای پذیرایی رو   جمع کردم گذاشتم تو اتاق خواب .     اینم از بیسکویتهایی که از تهران سفارش داده بودم خیلی عالی بود . میز پذیرایی برای میوه و .....
25 خرداد 1393

خداحافظی توماس و کادوی احسان

 سلام  دوستای خوبم و رادوین عزیزم .   با وجود همه مشغله ایی که برای تولد داشتم  دلم نیومد که زودی اپ نشم  .   درگیر  کارهای تم تولد رادوین هستم    از همه زودتر از احسان جون کادو گرفتم 600 هزار تومان داد که برم کتونی  سالامون  بخرم . احسان عزیزم ممنون    دیروز هم  با مهسا و احسان راهی تهران شدیم  هم اینکه توماس  رو ببینیم  و اینکه شیرینی  هایی که برای تولد رادوین سفارش داده بودم رو بگیرم .  متروی مصلی قرار داشتیم و توماس منتظر ما اونجا بود  وقتی رسیدیم   از خوشحالی دور خودش میگشت  و فکر میکرد یه رویا هست .  ن...
20 خرداد 1393